من کسی نیستم که بخواهم از این مرد بزرگ و بزرگوارصحبت کنم ایشان را یکی از مصادیق آیه شریفه و جعلنی مبارکا اینما کنت در عصر حاضر میدانم هر جا ورود کند منشائ خیر و برکت است و میخواهد کار خیری را انجام دهد به عنوان یک طلبه کوچک چند خاطره را که با ایشان داشتم عرض میکنم
اولین بارآشنایی با ایشان در اوایل طلبگی جلسه ای گذاشته بودند در مدرسه امیر المومنین با موضوع طرح چهره به چهره ایشان در اواسط بحث مطلبی ضد ترویج تعلیم زبان خارجه فرمودند و حقیر در دفاع از تعلیم زبان مطلبی گفتم ایشان با آغوش باز پذیرفت و همان موقع به پاسدار همراهش گفت هرچی مجلد تفسیر نور و کتب دیگر داریم به ایشان بدهید و اشک شوق ریختند که اخوی کوچک ایشان هر وقت مرا میبیند از آن جلسه یاد میکند
دومین خاطره دیگر که غرضم از کل مطالب این خاطره بود ایشان یک دهه به شیراز آمده بودند در دانشگاه شیراز و بسیاری از مراکز علمی و فرهنگی برانامه داشتند و محل استراحتشان مهمان سرای اوقاف واقع در میدان نمازی شیراز بود ایشان از آیه الله حایری شیرازی در خواست کرده بودند که یک طلبه ای که به درد بخور باشد را معرفی کنید که این ایام ملازم من باشد که تجاربم و روشها را یاد بگیرد آیه الله حایری هم روی حسن ظنی که به حقیر داشتند و سالها از محضرشان استفاده کرده بودم حقیر را معرفی کردند تا با هم روبرو شدیم ایشان مرا به یاد داشت و در معیت ایشان به دانشگاه و هر جای دیگر میرفتیم و استفاده میبردیم روز بعد در مهمانسرا نشسته بودیم ایشان خیلی راحت و پدرانه و صمیمی سر مبارکشان روی زانویم گذاشته بود و فرمود چه میخونی گفتم خارج فرمود درس کی؟گفتم اتفاقا نمراتم همراهم بود فرمودند درست چطوره ؟ارزیابی را وقتی دیدند خیلی خوششان آمد چند سوال هم ازم پرسیدند بعدش فرمودند زن داری؟اون وقت مجرد بودم گفتم نه همون لحظه ایشان زنگ زد به دوستش که در شیراز بود گفت فلانی چند تا دختر داشتی؟بعد از چند تا سوال گفت یه داماد خوب واسط سراغ دارم فردا تو اون مهمانی دخترتو بیار داماد هم همراه منه اگه پسند کردند ایشا الله مبارکه بعدش تلفنی با مادر من هم صحبت کردند البته قسمت نشد و مورد پسند خانواده واقع نشد خلاصه تو یک ساعت اون هم وقت استراحت با تامل و درایت مشغول کار خیر بودند این یعنی و جعلنی مبارکا اینما کنت
هر جا باشد نفاع است
خاطره سوم هم ایام تبلیغ به حرم حضرت عبدالعظیم حسنی میرفتیم معاونت فرهنگی حرم جناب حجه الاسلام و المسلمین تقدیری در جلسه اب که استاد قرائتی داشتند از ایشان خواسته بودند که در جلسه ای چند تا مبلغ نمونه را که دارید در تهران بیارید تا تجارب را به اینها بگویم ایشان هم روی محبت و شناختی که داشتند سه چهار نفر را انتخاب کردند که با معیت ایشان به آن جلسه برویم باز در آن جلسه ایشان منو شناخت و یادشان بود و تجارب ارزنده ای را آموختیم
ایشان را در کلمه اخلاص و صداقت و مردمی بودن و سبقت در کار خیر آن هم به صورت سنجیده و حساب شده الگوی بسیار مناسبی برای طلاب و دانشجویان هستند امیدوارم مرده پرست نباشیم و تا افراد زنده هستند قدرشان را بدانیم و از تمام ظرفیت آنها برای حفظ و رشد و بالندگی نظام مقدس جمهوری اسلامی استفاده کنیم
چهره های ماندگار...
ما را در سایت چهره های ماندگار دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده: جمعی از دانشجویان و ظلاب
بازدید: 280
تاريخ: شنبه
19 اسفند
1391 ساعت: 22:25