بررسی مصلحت و منفعت در کلام مبشری عارف

خرید بک لینک

سخن کسانی که مصلحت را به معنای منفعت دانسته­اند قابل تأمل است چون گاهی منفعت بر فرآیند آنی و شخصی اطلاق می­شود و همین مساله باعث افتراق بین منفعت از مصلحت است. نسبت بین مصلحت و منفعت عموم و خصوص من وجه خواهد بوده در سورۀ حدید آیه 25 و سوره حج آیه 28  خداوند متعال می­فرماید:و أنزلنا الحدید فیه بأس شدید و منافع للناس[1] و آهن را نازل کردیم که در آن نیروی شدید و منافعی برای مردم است و در بیان فلسفه حج خداوند متعال می­فرماید: لیشهدوا منافع لهم[2] تا شاهد منافع گوناگون خویش باشند.در این دو آیه شریفه آهن و مناسک حج اسباب تحصیل منافع شمرده شده­اند که طبیعتاً أسباب کسب مصالح نیز هستند، بنابراین مصلحت و منفعت اینجا با هم جمع شده­اند در بعضی موارد دیگر منفعت وجود دارد ولی مصلحتی در آن نیست مانند سخن خداوند سبحان در مورد خمر و میسر که فرمود:یسئلونک عن الخمر و المیسر قل فیهما اثم کبیر و منافع للناس[3] ای پیامبر، از تو درباره شراب و قمار منفعت دارند ولی در آنها مصلحتی وجود ندارد  و گاهی برچیزی مصلحتی مترتب می­شود. ولی منفعتی در کار نیست ،مانند مواردی که در قرآن کریم، ضرر را به خدا استناد می­دهد و چنین ضررهایی را به مصلحت مردم می­داند. مانند و ان یمسسک الله بضرّ فلا کاشف له إلّا هو[4] و اگر خداوند زیانی به تو برساند هیچکس جز او نمی­تواند برطرف سازد.قل فمن یملک لکم من الله شیئاً إن اراد بکم ضراً بگو چه کسی می­تواند در برابر خداوند از شما دفاع کند هرگاه زیانی برای شما بخواهد[5] و ما هم بضاریّن به من أحد إلا بإذن الله

آنها به هیچکس ضرری نمی­رسانند مگر اینکه خداوند اذن دهد[6] از این گونه آیات به دست  می­آید که ضرر به اذن و اراده و مشیت الهی منسوب شده است.اگرچه در بعضی آیات با إن شرطیه که بر امکان و احتمال دلالت می­کند آمده، اما همین آیات دلالت دارد که صدور ضرر از ناحیه خداوند متعال محال نیست و امکان آن وجود دارد اما سر اینکه در این آیات ضرر به خداوند استناد یافته این است که این ضررها بر مصلحت مشتمل است.و این مصلحت را در آیات دیگر تبیین فرمود: چنانچه در سورۀ یونس آیه 12 می­فرماید:

و إذا مس الانسان الضر دعانا لجنبه أو قاعداً أو قائماً[7] هنگامی که به انسان زیان رسد ما را  در هر  حال  می­خواند چه به پهلو خوابیده باشد یا نشسته یا ایستاده، یعنی چنین مصلحتی (دعانا) در ضرر و ناراحتی وجود دارد در جای دیگر سورۀ انعام آیه 42 تضرع را نتیجه ضراً و سختی­ها دانسته است:

فأخذنا هم بالباساء و الضراً، لعلهم یتضرعون[8] پس آنها را با شدت و رنج و ناراحتی مواجه ساختیم شاید خضوع کنند و تسلیم شوند.در این آیه ضرر به دلیل مصلحتی که بر آن مترتب است به خدا استناد یافته، أما مفسده هرگز به خدا استناد ندارد چون فرمود: والله لا یحب الفساد[9] چون فساد مورد محبت الهی واقع  نمی­شود. هرگز او را اراده نمی­کند.بنابراین مفسده به خدا نسبت داده نمی­شود، پس مفسده و ضرر معادل هم نخواهد بود و مفسده به معنای مضرت نیست و چون مفسده و مضرت مترادف و معادل هم نیستند مقابل آنها یعنی مصلحت و منفعت نیز معادل هم نخواهند بود. بنابراین در آیات مذکور مصلحت وجود دارد ولی منفعت نخواهد بود نتیجه می­گیریم که نسبت بین مصلحت و منفعت عموم و خصوص من وجه است.

البته به نظر می­رسد اگر بخواهیم رابطۀ مصلحت شرعی و منفعت شرعی را در نظر بگیریم بتوان هر دو را معادل یکدیگر قرار داد یعنی اگرچه در آیۀ مبارکه سورۀ انعام که خداوند متعال فرمودند: فأخذنا هم بالبأساء و الضرّاء لعلهم یتضرعون. ضرر ظاهراً هیچ منفعت معتد به ندارد و لکن منفعت شرعی دارد یعنی بعداً که به سوی خدا بازگشت احساس ضرر نمی­کند و بأسا و ضرّاء را پر نفع می­بیند و این همان مصلحت شرعی است چرا که مصلحت رنج و ناراحتی خضوع و تسلیم آنان بود.[10] شاهد دیگری که می­تواند بیانگر افتراق بین مصلحت و منفعت باشد این است که منافع به دنیایی و آخرتی منقسم می­شوند. یعنی منافع دنیایی داریم که نمونه ای از آن در آیات قرآنی گذشت، و منافع آخرتی داریم.مثل دلالت آیۀ شریفه هذا یوم ینفع الصادقین صدقهم[11] امروز روزی است که راستی راستگویان به آنها سود می­بخشد. در مقابل مضار هم به دنیایی و آخرتی تقسیم می­شوند که نمونه­هایی از مضار دنیایی از نظر آیات قرآنی گذشت. بیان مضار آخرتی این است که خداوند متعال مستقیم و بالمطابقه ضرر را به دوزخیان نسبت نداده، بلکه بالاتر از ضرر را که خسران باشد به جهنمیان نسبت داده است. چون آن­ها در حقیقت فقط ضرر نمی­کنند بلکه چون تمام سرمایه را باخته­اند ،نفس انسانی که حیات طیبه و انسانیت انسان به آن است را باخته­اند، از نظر قرآن دچار خسارت می­شوند. الذین خسرو انفسهم فهم لا یومنون[12] کسانی که سرمایه­های وجود خویش را از دست داده­اند ایمان نمی­آورند این افراد در آخرت دچار خسران آشکار می­شوند. خسر الدنیا و الآخرة ذلک هو الخسران المبین هم دنیا و هم آخرت را از دست داده است و این همان خسران آشکار است. پس هم ضرر دنیایی داریم و هم آخرتی.ولی مفسده چنین نیست یعنی چنین تقسیمی برای مفسده درست   به  نظر نمی­آید چون مفسده و فساد آخرتی نداریم. ظرف مفسده فقط دنیا است، اما آخرت که فعل خدا و ظرف ظهور و تجلی  نعمتها ؛أسماء و صفات الهی است به فساد نسبت داده نمی­شود.چرا که خداوند متعال در سوره مبارکه بقره میفرماید والله لا یحب الفساد[13] چون فساد مورد محبت خداوند واقع نمیشود هرگز او را اراده نمیکند جهنم ظرف ظهور و تجسم مفاسد دنیایی است که به صورت حق آشکار می­شود و فساد حق نیست. بنابر این مفسده معادل مضرت نخواهد بود. و مقابل­های آنها یعنی مصلحت و منفعت نیز چنین خواهد بود در نتیجه معنا کردن مصلحت به منفعت، خالی از تسامح نیست.[14]  همچنین مرحوم شهیدمطهری(ره)به این تفاوت در کتاب اسلام ومقتضیات زمان اشاره کرده است مساله مصلحت با مسأله منفعت نباید اشتباه شود. مصلحت دائر مدار حقیقت است. مصلحت و حقیقت دو برادر هستند که از یکدیگر جدا نمی­شوند مصلحت یعنی رعایت حقیقت را کردن نه رعایت سود خود را کردن که این منفعت است[15] البته اگر مفسده آخرتی را در مقابل مفسده دنیوی به این معنی که فرد گنه کار نتیجه فسادش را در آخرت میبیند  اشکالی ندارد ولی بحث ما در عدم نسبت فساد به خداوند متعال است که مفصلا بیان کردیم.



[1] - سوره حدید آیه 25.

[2] - سورۀ حج آیه 28.

[3] - سوره بقره آیه 129.

[4] - سوره انعام 17.

[5] - فتح 11.

[6] - بقره 102.

[7] - یونس 12.

[8] - انعام 42.

[9] - بقره 205.

[10] - تحقیق نویسنده.

[11] - مائده 119.

[12] - انعام 12.

[13] _بقره205

[14] _شهید مطهری تعلیم و تربیت در اسلام ص108ترجمه تفسیر شریف المیزان  ج3 ص 166

[15] - اسلام و مقتضیات زمان شهید مطهری ج 2 ص 83.

چهره های ماندگار...

ما را در سایت چهره های ماندگار دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: جمعی از دانشجویان و ظلاب بازدید: 581 تاريخ: چهارشنبه 11 بهمن 1391 ساعت: 0:49

صفحه بندی