تفاوت حکمت وعلت و مصلحت(پاسخ (مبشری عارف)

خرید بک لینک

چه تفاوتیست بین مفاهیم حکمت علت و مصلحت ؟

تفاوت حکمت با علت آن است که در علت قید انضباط أخذ شده است ولی حکمت چنین نیست. بدین سبب شارع مقدس حکمت را أماره حکمش قرار نداده و حکم، وجوداً وعدماً دائر مدار آن نیست به خلاف علت. بنابراین به کمک علت حکم می­توان قیاس منطقی تشکیل داد و گفت:

الخمر مسکر و کل مسکر حرام فالخمر حرام

و لکن حکمت نمی­تواند کبرای قیاس قرار گیرد.

سعدی از علمای اهل سنت در کتاب مباحث العلة فی القیاس عند الاصولیین می­گوید:

أما الحکمة فهی المصلحة نفسها و لذلک فإنها تتفاوت در جاتها فی الوضوح و الانضباط و قد تخفی فلاتکون معلومة للعباد اصلاً و من هناجاء الخلاف فی صحة التحلیل بها وعدمه[1]

حکمت خود مصلحت است و برای همین درجاتش در روشنی و انضباط متفاوت و گاهی مخفی است. بنابراین برای بندگان معلوم نیست و به همین سبب در صحت تعلیل به آن و عدم تعلیل اختلاف است.

بنابراین علت در اصطلاح فقیهان، صفت ظاهر و منضبطی است که ملاک و مناط احکام شرعی شمرده می­شود.

و حکمت مقصود اصلی از تشریع حکم است که اغلب با صفت ظاهر و معینی که علت نامیده می­شود مرتبط است.

برای مثال، در مورد ترخیص شارع، بی گمان حکمت و مقصود شارع از برخی ترخیص­ها، آسان­گیری بر مردم و رفع مشقت و همین حکمت، علت حقیقی ترخیص­های شارع است، أما شارع نمی­گوید: هر جا دچار سختی شدید، مشمول ترخیص می­شوید.

بلکه برای تحقق مشقت، نشانه­ها و عوامل خاصی می­گذارد و آن­ها را معین می­کند که آن­ها را اوصاف ظاهر و منضبط یا علت می­نامند و با بودن این علتها ترخیص صورت می­گیرد. مانند بیماری، سفر، اضطرار، ناتوانی و اکراه یا به طور مثال، هدف از طهارت پاکیزگی و جلوگیری از آلودگی ظاهری و معنوی است که این حکمت، مقصود از تشریع احکام طهارت و علت حقیقی آنهاست. اما شارع نمی­گوید، هرگاه چرکین و آلوده شدید خود را پاک کنید بلکه نشانه­هایی را برای تحقق آلودگی بیان می­کند. مانند خروج ادرار، جنابت، حیض، ... به این اوصاف نشانه­های ظاهری و معین، علت گفته می­شود.[2]

برخی تفاوت میان حکمت، علت و مصلحت را در جزئیات گوناگونی با مثال بیان کرده­اند. در کتاب موسوعة الفقه الاسلامی آمده است فرق بین حکمت و علت و مصلحت در جزئیاتی روشن می­شود یکی از آنها عبارت است از این که فقیهان، مشروعیت قصر نماز و افطار رمضان را به سفر تعلیل می­کنند که سفر وصف ضابطی است و حکمتی را در برمی­گیرد که مقصود شارع از آن دفع مشقت است و خود این دفع مشقت به صورت مصلحت عباد اعتبار دارد. پس در این مثال روشن می­شود. علت عبارت از وصف است که سفر باشد و حکمت، دفع مشقت است و بر این دفع مشقت، آسانی که مصلحت است، ترتب دارد. یا مثلا فقیهان تحریم شارع را دربارۀ خمر، به اسکار خمر تعلیل می­کنند و شرارتهایی است که از زوال عقل ناشی می­شود. و به همین دفع شرور، مصلحت که همان در أمان ماندن از آن مفاسد است، محقق می­شود.[3]

 



[1] - سعدی مباحث العلة فی القیاس عندالاصولیین ص 106.

[2] - اهداف دین از دیدگاه شاطبی ص 42 و ص 43 رسیوتی.

[3] - موسوعة الفقه الاسلامی ج 7 ص 74 المجلس الاعلی لشنون الاسلامیه.

چهره های ماندگار...

ما را در سایت چهره های ماندگار دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: جمعی از دانشجویان و ظلاب بازدید: 2063 تاريخ: سه شنبه 28 آذر 1391 ساعت: 16:58

صفحه بندی