چه تفاوتیست بین مفاهیم حکمت علت و مصلحت ؟
تفاوت حکمت با علت آن است که در علت قید انضباط أخذ شده است ولی حکمت چنین نیست. بدین سبب شارع مقدس حکمت را أماره حکمش قرار نداده و حکم، وجوداً وعدماً دائر مدار آن نیست به خلاف علت. بنابراین به کمک علت حکم میتوان قیاس منطقی تشکیل داد و گفت:
الخمر مسکر و کل مسکر حرام فالخمر حرام
و لکن حکمت نمیتواند کبرای قیاس قرار گیرد.
سعدی از علمای اهل سنت در کتاب مباحث العلة فی القیاس عند الاصولیین میگوید:
أما الحکمة فهی المصلحة نفسها و لذلک فإنها تتفاوت در جاتها فی الوضوح و الانضباط و قد تخفی فلاتکون معلومة للعباد اصلاً و من هناجاء الخلاف فی صحة التحلیل بها وعدمه
حکمت خود مصلحت است و برای همین درجاتش در روشنی و انضباط متفاوت و گاهی مخفی است. بنابراین برای بندگان معلوم نیست و به همین سبب در صحت تعلیل به آن و عدم تعلیل اختلاف است.
بنابراین علت در اصطلاح فقیهان، صفت ظاهر و منضبطی است که ملاک و مناط احکام شرعی شمرده میشود.
و حکمت مقصود اصلی از تشریع حکم است که اغلب با صفت ظاهر و معینی که علت نامیده میشود مرتبط است.
برای مثال، در مورد ترخیص شارع، بی گمان حکمت و مقصود شارع از برخی ترخیصها، آسانگیری بر مردم و رفع مشقت و همین حکمت، علت حقیقی ترخیصهای شارع است، أما شارع نمیگوید: هر جا دچار سختی شدید، مشمول ترخیص میشوید.
بلکه برای تحقق مشقت، نشانهها و عوامل خاصی میگذارد و آنها را معین میکند که آنها را اوصاف ظاهر و منضبط یا علت مینامند و با بودن این علتها ترخیص صورت میگیرد. مانند بیماری، سفر، اضطرار، ناتوانی و اکراه یا به طور مثال، هدف از طهارت پاکیزگی و جلوگیری از آلودگی ظاهری و معنوی است که این حکمت، مقصود از تشریع احکام طهارت و علت حقیقی آنهاست. اما شارع نمیگوید، هرگاه چرکین و آلوده شدید خود را پاک کنید بلکه نشانههایی را برای تحقق آلودگی بیان میکند. مانند خروج ادرار، جنابت، حیض، ... به این اوصاف نشانههای ظاهری و معین، علت گفته میشود.
برخی تفاوت میان حکمت، علت و مصلحت را در جزئیات گوناگونی با مثال بیان کردهاند. در کتاب موسوعة الفقه الاسلامی آمده است فرق بین حکمت و علت و مصلحت در جزئیاتی روشن میشود یکی از آنها عبارت است از این که فقیهان، مشروعیت قصر نماز و افطار رمضان را به سفر تعلیل میکنند که سفر وصف ضابطی است و حکمتی را در برمیگیرد که مقصود شارع از آن دفع مشقت است و خود این دفع مشقت به صورت مصلحت عباد اعتبار دارد. پس در این مثال روشن میشود. علت عبارت از وصف است که سفر باشد و حکمت، دفع مشقت است و بر این دفع مشقت، آسانی که مصلحت است، ترتب دارد. یا مثلا فقیهان تحریم شارع را دربارۀ خمر، به اسکار خمر تعلیل میکنند و شرارتهایی است که از زوال عقل ناشی میشود. و به همین دفع شرور، مصلحت که همان در أمان ماندن از آن مفاسد است، محقق میشود.
چهره های ماندگار...
ما را در سایت چهره های ماندگار دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده: جمعی از دانشجویان و ظلاب
بازدید: 2063
تاريخ: سه
شنبه
28 آذر
1391 ساعت: 16:58