نقش و آثار مصلحت در بیان محمد مبشری عارف

خرید بک لینک

 

 

فصل اول: آثار مصلحت

الف) نجات انسان از پوچ انگاری احکام شریعت

یکی از مسائلی که باعث می شود که عنصر مصلحت به صورت کاربردی مورد پذیرش عموم قرار گیرد توجه به نقش و آثار مصلحت در جوامع بشری است.

یکی از مهمترین آثار مصلحت نجات انسان از پوچ انگاری احکام شریعت است. چرا که همان طورکه قبلا اشاره شد کلیه احکام دار مصالحی است. حال اگر بشر علم به این مصالح پیدا کند طبیعتا پذیرش آن راحت تر است ولی اصل اعتقاد به مصالح خودش فی نفسه امری عقلی است حال وقتی در یک جامعه اسلامی حاکم اسلامی بر اساس مصلحتی حکمی را صادر یا اجرا می کند این امر باعث می شود که عموم مردم متوجه شوند که اسلام احکامش دارای مصالحی است که نفعش به عموم مردم بر می گردد. مثلا وقتی حکم اعدام فردی آن هم در ملاء عام اجرا می شود در نگاه اول عموم شاید نوعی خشونت باشد ولی وقتی قرآن تعبیر حیات را به کار می برد یعنی با اجرای این حکم إلهی حیات شما مردم تضمین می شود.

چرا که مجرمین دیگر وقتی با این صحنه روبرو می شوند که حکمش اعدام است این مجازات برای آنها باز دارنده است و باز دارندگی حکم اعدام خود ایجاد تداوم حیات برای سایرین را به دنبال دارد و این زیباترین ومهمترین مصلحت حکم اعدام است .

و هزاران مسائل دیگر توجه به این مصالح باعث می شود که انسان احکام شریعت را هدفمند بداند و به راحتی به آن عمل کند.

اگر چه همه مصالح احکام را ما نمی دانیم ولی اصل ایجاد اعتقاد به این امر آن هم به صورت کلی باز به انسان کمک بسیاری می کند.

خداوند متعال هم در پاسخ به اعتراض ملائکه گه گفتند: أتجعل فیها من یفسد فیها و یسمک الدماء و نحن نسبح بحمدک و نقدس لک. قال إنی أعلم ما لا تعلمون.

فرمود مواردی را که می گویید می دانم ولی چیزهایی می دانم که شما نمی دانید. رساندن مردم به این اعتقاد خود فی نفسه نجات آنهاست از پوچ انگاری احکام شریعت که جز با بیان مصالح معقول میسر نیست.

ب) اعتماد بیشتر انسان به ادیان و شرایع إلهی.

دومین آثار مصلحت در جوامع بشری ایجاد اعتماد بیشتر انسان به ادیان و شرایع الهی است.

مرحوم صدوق مجموعه روایاتی را که در علل الشرایع آورده بیان گر همین نکته مهم است که در طول تاریخ مردم از علل احکام از اهل بیت علیهم السلام سوال می کردند و جواب می گرفتند اصولا اگر جواب دادن به این گونه سوالات مهم نبود هرگز اهل بیت (علیهم السلام) به صورت تفصیلی به پاسخ آن  نمی پرداختند.

پاسخ به این گونه سوالات مردم باعث می شود هم اعتمادشان به ادیان وشرایع الهی بیشتر شود و هم در مواقعی که کسی نبود جواب سوالات دیگرشان را بدهد اصل اعتماد باعث پذیرش احکام بعد می شود.

ولی  اگر از همان اول ادیان و شرایع إلهی به صورت تحمیلی وارد می شدند اگر چه به حق هرگز مورد استقبال قلبی مردم قرار نمی گرفتند. به همین جهت تعبیر لا إکراه فی الدین و عدم تقلید در اصول الدین و دستور تحقیق در مورد آن بیان گر همین نکته مهم است که هیچ سوالی و ابهامی در مورد دین و اصول عقائد پاسخ داده نمی شود مگر مبتنی بر مصالحی است که با بیان آن اعتماد و پذیرش عملی آن بیشتر می شود.


ج) تاثیر در رفع نیازهای بشری.

سومین آثار مصلحت در جوامع بشری را می توان موثر بودن این  عنصر مهم در رفع نیازهای بشری بر شمرد. بارها اتفاق می افتد که فردی مثلا اصلا به حکمی از احکام اعتقاد نداشته ولی وقتی از آن سوال می کندو  جوابش را  میشنود قانع می شود و به حکم الهی تسلیم می شود و همین تسلیم شدن و عمل کردن به آن حکم تاثیر به سزایی در رفع نیازهای جامعه دارد .

مثلا در پرداخت خمس زکات و دانستن مصالحی که برای آن ها در جامعه اسلامی در نظر گرفته شده . یا حتی گرفتن مالیات توسط حاکم اسلامی از مردم ویا خراج و ... بیان مصالح این احکام از سوی حاکمان و مجریان احکام تاثیر بسزایی در رفع نیازهای آنان دارد.

د) تاثیر در فهم دین، تفسیر قواعد و ادله شرعی.

چهارمین اثر از آثار دانستن مصالح تاثیردر فهم دین، تفسیر قواعد و ادله شرعی می باشد. در سوره قدر که می فرماید بسم الله الرحمن الرحیم . إنا انزلناه فی لیلة القدر و ما ادراک ما لیلة القدر لیلة القدر خیر من الف الشهر. شب قدر را برابر هزار ماه می داند و ازطرفی روایت تفکر ساعة خیر من عبادة سبعین سنة.

یک لحظه تفکر از هفتاد سال عبادت بالاتر است . بزرگترین اعمال شب قدری که این همه عظمت دارد تفکری است که یک لحظه آن برابر و افضل از 70 سال است حال چنین لحظاتی با چنین امتیازی در شب قدری که ضریب آن هزار ماه است دلیل بر اهمیت این مطلب دارد که فهم و تفکر در مصالح دین پذیری را در بشر قدرت می دهد و باعث فهم و تفسیر و قواعد و ادله شرعیه می شود که این امر در رشد عمقی بشریت تاثیر بسزایی دارد


ه) تاثیر در رفع تزاحم

پنجمین اثر از آثار دانستن مصالح تاثیر داشتن آن در رفع تزاحم بین امرین یا امورات مختلف است.

بعضی اوقات امتثال دو یا چند حکم در زمانی فرا می رسد که امتثال همه آنها در قدرت مکلف نیست در این هنگام بین آن احکام تزاحم در امتثال واقع می شود یعنی هر حکمی به خودی خود اقتضا می کند که امتثال شود و لکن انجام همه آنها در یک زمان یا هر زمان دیگر ممکن نیست در این صورت عقل که حاکم در مقام است وارد صحنه می شود و اینجاست که انتخاب اصلح نموده و مکلف را از تحیر خارج می کند. البته باید توجه داشت تعبیر رایج و متداول، تعارض مصالح است ولی باید توجه داشت که چنین تعبیری خالی از مسامحه نیست چنان که فیروز آبادی در عنایة الاصول به تعبیر لو تعارض مع ضرر آخر مرحوم آخوند خراسانی (ره) اشکال می گیرد که تعبیر مرحوم آخوند خراسانی به تعارض ،خالی از مناقشه نیست و ظاهرا مراد مرحوم آخوند از تعارض ضرر با ضرر دیگر تزاحم است.[1]

حال خود این تزاحم به سه صورت قابل فرض است.

الف)_ تزاحم دو یا چند مصلحت

ب)_ تزاحم دو یا چند مفسده

ج)_ تزاحم مصلحت با مفسده

و هر کدام از فروض در دو حالت قابل تصورند. یکی آنکه مصالح و مفاسد در یک درجه و رتبه هستند و هیچ رجحات و برتری در کار نیست و یا این که مصالح و مفاسد در یک سطح نیستند بلکه مصالح از نظر اهمیت یکی بر دیگری رجحان دارد و مفاسد از جهت منقصت در مقایسه با یکدیگر مرجوحیت دارد.همان طوری که رسول گرامی اسلام فرمودند:

الایمان بضع و سبعون شعبه أعلاها شهادة أن لا إله إلا الله و أدناها اماطه الأذی عن الطریق [2] ایمان هفتاد و چند شعبه دارد که بالاترین آن گواهی دادن به توحید و پایین ترین آن کنار زدن خار از راه است.

در مورد متفاوت بودن مفاسد هم خداوند متعال در سوره مبارکه نساء می فرماید:

ان تجتنبوا کبائر ما تنهون عنه فکفر عنکم سیئاتکم[3]

اگر از گناهان کبیره که از آن نهی شده اید دوری کنید از گناهان صغیره شما در می گذریم.

عقل که حاکم در این مقام است در صورت عدم امتیاز بین مصالح  و   مفاسد  به  تخییر حکم می کند و در صورت تفاوت بین آنها مصلحت أهم را و مفسده أقل را به نسبت مصلحت مهم و مفسده عقلیه ترجیح می دهد.

توجه به آنچه بیان شد بعد از پذیرش اصل وجود تزاحم در مصالح و مفاسد یکی از مباحثی که بدان پرداخته می شود . تقدیم مصلحت أهم بر مهم است. و تخییر بین دومصلحت مساوی.

تقدیم مصلحت أهم بر مهم....


الف)صورتهای مصالح و مفاسد و بررسی آنها

بیان کردیم که صورتهای تزاحم مصالح و مفاسد به سه صورت قابل تصور است.

الف) تزاحم مصالح

ب) تزاحم مفاسد

تزاحم مصالح با مفاسد

اگر مصالح و مفاسد در یک درجه بودند گفتیم که عقل  حکم به تخییر می کند.

و در صورت تفاوت در درجه، عقل به ترجیح أهم بر مهم  حکم می کند.

در مورد فرض سوم که تزاحم مصالح با مفاسد است یا به عبارت دیگر اذا دار الامر بین جلب المنفعة و دفع المفسده بسیاری مثل شاطبی و محمد الطاهر بن عاشور قائل بر تقدیم و مقدم بودن دفع مفسده بر جلب مصلحت هستند.[4]

البته این بیان به صورت مطلق درست به نظر نمیرسد بلکه به صورت موجبه جزئیه و فی الجمله صحیح است.

توضیح آنکه: گاهی با دفع مفسده مصلحتی حاصل می شود که این مصلحت مهم تر از جلب مصلحت است در این صورت دفع مفسده متعین خواهد بود. مانند نهی اطباء از ازدواج های فامیلی که احتمال خلال و نقص در فرزندان وجود دارد اگر چه از طرف دیگر ممکن است در چنین ازدواج هایی مصالحی مترتب شود.مثل شناخت بیشتر، تفاهم خاندان، محبت بیشتر و .... ولی مصلحتی که در دفع مفسده فرزندان ناقص الخلقه است به مراتب بالاتر از جلب مصالح فوق است.

اگر در دفع مفسده، مصلحتی کمتر یا مصلحتی مساوی با جلب مصلحت حاصل از طرف دیگر باشد در صورت نخست جلب مصلحت ودر صورت دوم تخییر خواهد بود . و قاعده تقدیم دفع مفسده بر جلب مصلحت جاری نخواهدبود.

شهید اول (ره) نیز بعد از بیان تزاحم مفسده با مصلحت ملاک جلب مصلحت یا دفع مفسده را غلبه هر کدام بر دیگری دانسته است.

ایشان می فرماید: در صورت تقابل بین مصلحت و مفسده، اگر مفسده غلبه داشت دفع می شود.

و اگر مصلحت غلبه یافت مصلحت مقدم است. مانند نماز همراه با نجاست. که مصلحت نماز بر مفسده نجاست غلبه دارد. یا اجرای  حدود إلهی چون اجرای حدود إلهی به واسطه درد و ألمی که دارد مفسده دارد ولی ترک حدود مفسده بزرگتری دارد بنابراین با اجرای حدود مفسده بزرگتر دفع خواهد شد.[5]

 

ب)_تقدیم مصلحت اهم

شاید بتوان گفت که اصل دفع أفسد به فاسد هم به اصل تقدیم أهم بر مهم باز می گردد به این بیان که دفع مفسده عظیم مصلحتی أهم و دفع مفسده خفیف مصلحتی مهم دارد و در صورت تزاحم آن دو عقل حکم به تقدیم أهم بر مهم می کند.

 

ج)_ولایت جائر

یا مثلا پذیرش ولایت از طرف ظالم فی نفسه حرمت دارد. چون والی از بزرگترین معاونان ظالم است.

قران کریم هم می فرماید:

ولا تعاونوا علی الاثم و العدوان [6] .

و یا لا ترکنوا إلی الذین ظلموا فتمسکم النار[7]

بر ظالمان تکیه نکنید که سبب می شود جهنمی شوید . و همچنین در روایات تحف العقول که مرحوم شیخ انصاری در مکاسب نقل کرده اند.

بر چنین ولایتی مفاسدی مترتب شده است.

وذلک ان فی ولایه الوالی الجائر دروس الحق کله و احیاء الباطل کله و اظهار الظلم و الجور.......[8]

در ولایت والی ستمگر، اندراس و کهنه شدن کل حق و زنده شدن کل باطل و آشکار شدن ظلم و فساد و ..... است.

أما اگر مصالح مهمتری مثل قیام به مصالح مومنان و ایصال حق به مستحقان و دفع ضرر جانی و مالی از خود، بستگان و برادران دینی و ... با مفاسد قبول ولایت جائر تزاحم یابد. قبول ولایت جایز می شود.

شیخ انصاری (ره) می فرماید:

إن الولایه و إن کانت محرمة لذاتها کان ارتکابها لاجل المصالح و دفع المفاسد التی هی أهم من انسلاک الشخص فی اعوان الظلمه.[9]

پذیرش ولایت از جائر هر چند حرمت ذاتی دارد ولی پذیرش آن به سبب مصالح ودفع مفاسدی از دخول شخص در یاوران ظالم مهتر است.

د)_امر به معروف ونهی از منکر

بدون تردید امر به معروف و نهی از منکر دارای مصلحتی بسیار بزرگ است.

امیر المومنین علی بن ابیطالب علیه  السلام  در نهج البلاغه می فرمایند: تمام کارهای نیک و جهاد در راه خدا در برابر امر به معروف و نهی از منکر همچون قطره ای در مقابل دریای پهناور است.[10]

امام باقر (ع) می فرمایند:

إن الأمر بالمعروف و النهی عن المنکر فریضة عظیمة بها تقام الفرائض[11]

امر به معروف و نهی از منکر فریضه بزرگی است که در سایه آن واجبات اجرا و انجام می شود.

حضرت زهرا (س) می فرماید:  امر به معروف و نهی از منکر به سبب مصلحت عوام تشریع شده است.[12]

حال با توجه به مصالح بسیار عظیمی که در امر به معروف و نهی از منکر وجود دارد اگر چنین مصالحی با مصلحت حفظ مال ، نفس، آبرو، تزاحم یابد کدام مصلحت مقدم است؟

بسیاری از فقیهان مصلحت حفظ مال معتدبه؛، جان و آبرو و .. را مقدم می دانند و اصلا یکی از شرایط امر به معروف و نهی از منکر را عدم ضرر جانی و مالی دانسته اند.

چنان که شهید اول و شهید ثانی هم چنین بیانی دارند. و می فرمایند:

إنما یجبان مع الأمن من الضرر علی المباشر أو علی بعض المومنین نفسا أومالا أو عرضا .[13]

امر به معروف و نهی از منکر در صورت در امان ماندن از ضرر جانی و مالی و عرضی بر مباشر یا بر بعض مومنان واجب می شود.

علامه طبرسی نیز در شرح آیه

و لا تلقوا بایدیکم إلی التهلکه [14]

می نویسد: بر اساس دلالت این آیه اقدام به چیزی که خطر جانی در آن وجود دارد حرام است و ترک امر به معروف هنگام خوف از خطر جانی جایز است. زیرا امر به معروف مصادف با خطر انداختن خود با دست خویش به نابودی است.[15]

عالمان بزرگی چون  محقق  حلی ، علامه حلی ابن حمزه ،شیخ طوسی و صاحب جواهر نیز وجوب امر به معروف و نهی از منکر را به عدم ضرر به طور مطلق مشروط دانسته اند و بدون اینکه بین مصداق های ضرر در جهت کم یا زیاد بودن یادر جهت مالی و بدنی و جانی بودن فرق بگذارند. البته شاید به دلیل اینکه این مساله برای آنان بدیهی بوده (300)به این نکته مهم اشاره نکرده اند  در حالی که هر ضرر  جانی و مالی نمی تواند مصلحت بزرگ امر به معروف و نهی از منکر را کنار بزند.

حسین بن علی (ع) و همه اهل بیت علیهم السلام شهدا وا حیای امر به معروف و نهی از منکرند همان طورکه امیر المومنین علی بن ابیطالب علیه السلام فرمودند: تمام کارهای نیک از جمله جهاد در مقابل امر به معروف و نهی از منکر مثل قطره ای در مقابل دریاست. همین بزرگان هیچ کدام نفرموده اند وجوب جهاد به عدم ضرر جانی ومالی مشروط است در حالی که جهاد مقرون به ضرر می باشد و چه بسا شهداء بسیاری داشته باشد بنابراین بر أساس قاعده أهم و مهم باید ارزش و مصلحت امر به معروف و نهی از منکر با مصلحت حفظ مال و عدم ضرر سنجیده شود.

اهمیت امر به معروف و نهی از منکر وابسته به موضوع آن است و نسبت به هر موضوع حکمی دارد .  یک موقع امر به معروف و نهی از منکر برای یک مساله جزئی است که در برابر مصلحت حفظ مال جان و عرض فاقد هر گونه توجه است در این صورت امر به معروف ونهی از منکر مفسده اش غالب بر مصلحتش می شود و جایز نخواهد بود.

اما بعضی اوقات موضوع امر به معروف و نهی از منکر موضوعی است که اسلام برای آن اهمیتی فراتر از جان و مال قائل است مثل حفظ اصل دین که امام حسین واهل بیت علیهم السلام جانشان را برای حفظ دین تقدیم کردند. به هر جهت هر ضرری نمی تواند امر به معروف و نهی از منکر را محدود کند.

تنها چیزی که  می تواند  جلو امر به معروف

ونهی از منکر را بگیرد مفسده عظیم است البته باید به این قا عده هم توجه کرد که بعض امور و عناوین مصلحت ذاتی آن هاست مثل عدل و بعض امور دیگر مفسده ذاتی آن است مثل ظلم. أما همین امور گاهی به عنوان تقیه قابلیت استفاده دارند. مثلا لعن امام صادق (ع) نسبت به زراره در ظاهر ظلم است ولی عین عدل است. که باید به این مساله توجه کرد چون مصلحت در لعن است برای حفظ وی بنیامین دزد می شود این ظلم نیست قرآن تعبیر کدنا به کار می برد یعنی چاره و مصلحت اهم در این است.

و بعد می فرماید اگر ما به جای بنیامین کسی دیگر از برادران را نگه داریم ظالم هستیم. اصل ظلم را برادران کردند ولی الان بنیامین ظالم است ظاهرا. چرا برای حفظ او پس کلیه عناوین مقتضی مفسده ومصلحتند بله در صورتی که حقیقت ظلم و عدل جدای از معنای ظاهری آن در نظر بگیریم این معانی ذاتی دیگر جای طرح تزاحم مطرح نیست.

آنچه که در عالم تناصف با آن روبرو هستیم غیراز عالم تواصفی است که برخی با اصطلاحات آن را اثبات می کنند.

 به هر جهت امر به معروف و نهی از منکر نیز از عناوین اقتضایی است .

امام خمینی (ره) هم در تحریر الوسیله شرط چهارم از شرایط امر به معروف و نهی از منکر می فرماید؟

لو کان المعروف و المنکر من الامور التی یهتم به الشارع الاقدس کحفظ نفوس قبیلة من المسلمین و هتک نوامیسهم او محو آثار الاسلام و محو حجته بما یوجب ضلال المسلمین أو امحاء بعض شعائر الاسلام کبیت الله الحرام بحیث یمحی آثاره ومحله و امثال ذلک.لابد من ملاحظة الاهمیة و لا یکون مطلق الضرر و لو النفسی او الحرج موجبا لرفع التکلیف فلو توقفت اقامة حجج الاسلام بما یرفع بها الضلالة علی بذل النفس أو النفوس فالظاهر وجوبه فضلا عن الوقوع فی ضرر أو حرج دونها.[16]

هر گاه معروف و منکر از اموری باشند که شارع مقدس به آن اهمیت می دهد، مانند حفظ  جان قبیله ای از مسلمانان و حفظ ناموس آن ها یا حفظ اسلام از دستبرد نابودی ومحو  حجت اسلام به گونه که باعث گمراهی مسلمانان یا نابودی بعض از شعایر اسلام مثل کعبه، بشود به طوری که آثار آن و محل آن و امثال آن را محو و نابود سازند در این گونه موارد باید با مقایسه أهم و آنچه مهمتر است آن را در نظر گرفت و دنبال کرد و مطلق ضرر، گر چه ضرر جانی باشد یا مطلق حج سبب رفع تکلیف امر به معروف و نهی از منکر نخواهد شد بنابراین اگر به پا داشت چهره های ماندگار...

ما را در سایت چهره های ماندگار دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: جمعی از دانشجویان و ظلاب بازدید: 485 تاريخ: شنبه 18 آذر 1391 ساعت: 23:07

صفحه بندی